![]()
اهل ایرانم
پیشه ام درس و دعا در مالزی
در جایی که نیست صلح و صفا و دوستی
در اتاقی مستر , با یه ایرکان چه صفایی دارد
اینجا رسم است
استخر برویم,آفتاب بگیریم,برنز شویم
باز هم رسم خوشی است,
توی میدون (سایبریا)Ice Lemon Tea
جلوی دود قلیون
شدیم یه الاف حیرون
دخلمون جیب بابامون
پول میخوایم, حرف بابا روی چشامون
یک شب , ای تی ام ها out of service
تا حسن(Hassan Coffee) پیاده میریم,
دهنمون شده سرویس
لامسب شبا تو چشما خواب نمیره
صبح ها همه کلاسا پیچیده
تو کلاس تا خرخره ایرانیه
یک صدا و متحد پر از غرور ملیه!!!
دخترا تیتیش مامانی , پسرا خود باقالی
لهجه لکشر فضایی , چینی, هندی و مالایی
به به چه غذایی!!
چه غذایی؟
ناسی لماک با طمع پرتغالی
رستوران ایرانی که غوغایی به پاست
غیبت و چشم و هم چشمی , اوج کار بچه هاست
اونقدر نیگات میکنن تا آخر سلام کنی
دو پا داری, دو پا دیگه قرض واسه فرار کنی
توی ایستگاه
زیر گرما
دعاها ورد زبونا
اونجاست که غریبه با ماشین , میشه آشنا
دم خونه , تعارف اصفهانی:
دادا چرا نمیایی بالا؟
! اصرار نمیکنم , دوست نداری حالاOk
یخچال خونه هیچی نیست توش
مرگ بر آمریکا , مرگ بر بوش
خونه خیلی کثیفه, کار هم خونه ضعیفه
ما که خونه نیستیم,نداریم هیچ وظیفه
میخوریم چلوکباب
مامان زنگ میزنه, میگیم میکشیم ما عذاب
رسید آخر هفته
بهری ماشین نداره, همه رفت
پولارو هدر میدیم تو کازینو
میگیم بابا پول تمومه بفرست یورو
داشت یادم میرفت
خالکوبی و جیم و کلاب
هرکی تتو نداره, هستش جواد بی کلاس
بذار ساده بگم
همه میگن مالزی جای بدیه
میارن عمو , خاله , عمه , داییه
میگن اینجا خارجه!!, هموطن و بریز دور
عاشقتم هموطن, چشم حسود بشه کور
نه ادعا کن واسم نه ادعایی دارم
فقط میخوام ما با هم ایرانو بسازم
ما عاشق ایرانیم , تو این دیگه حرفی نیست
خدافظی هموطن , برو داداش عرضی نیست

یك عمر باورهاي من پوسيد با گول هاي مردم اين سمت
با حرفهاي پوچ و بي مفهوم معمول هاي مردم اين سمت
شايد زمينهاخشك و بي رحمند ، شايد كه باران ها نمي بارند
از آفتي يكريز لبريز است محصول هاي مردم اين سمت
ديوارها پشت سر هم كج ، از سنگ هاي يك صدا خالي
از روز اول خشت را كج كاشت شاقول هاي مردم اين سمت
داريم هريك خسته مي افتيم ، در گير و دار اين كشاكشها
اين را نمي فهمند بعضي از شنگول هاي مردم اين سمت
آن روزها را خوب يادم هست يك سكه بود و يك دكان پير
امروز اما دخلها غرقند در پول هاي مردم اين سمت
شك نيست در اين مبهم برفي در سردهاي پوچ و نامعلوم
پيدا نخواهد شد هزاران سال مجهول هاي مردم اين سمت
آري تمام حرف من اين است اين را از اين پس باز مي بينم
نعش برادر هاي بدبخت است بر كولهاي مردم اين سمت
